فاصله کانونی چیست و کاربرد آن در عکاسی چیست؟

عبارت فاصله کانونی شاید زیاد به گوشتان خورده باشد. فاصله کانونی چیست و دقیقا چه کاربردی در عکاسی، فیلمبرداری یا تصویربرداری دارد؟ یکی از مفاهیم کلیدی و مهم در عکاسی و تصویربرداری که به وسیله آن می توانید به عکس و فیلم های خود، جلوه هنری داده و زیبایی و خاص بودن آن را دوچندان کنید، فاصله ی کانونی است . اکنون باید بدانیم که فاصله کانونی چیست و چه آثاری بر روی عکس و فیلم های ما دارد؟

فاصله کانونی چیست؟

به فاصله ای که بین مرکز نوری (optical center یا نقطه برخورد و تمرکز پرتوهای نوری که به لنز وارد می شود) تا سنسور دوربین (image sensor یا حسگر دوربین) است فاصله کانونی گفته می شود که معمولا با واحد میلی‌متر محاسبه می شود . البته نمی خواهیم وارد دنیای اعداد و ارقام فیزیک نور ها شویم ، چیزی که در عکاسی تاثیر بسزایی دارد از یک قاعده ی کلی و ساده پیروی می کند و آن این است:

لنزهای با فاصله کانونی بیشتر، زاویه دید بسته‌ تری به ما می دهد و لنزهای با فاصله کانونی کمتر زاویه دید وسیع تری به ما خواهد داد.

به طور کلی فواصل کانونی لنز ها به سه دسته تقسیم می شوند: “واید” ، “نرمال” و “تله”

لنز نصب شده بر روی یک دوربین فول فریم با فاصله کانونی ۵۰ میلی متر، زاویه دید نرمال دارد یعنی نه بسته و نه وسیع و یعنی چیزی تقریبا شبیه چیزی که با چشم خود می‌ بینیم. هرچه عدد فاصله کانونی کمتر از ۵۰ باشد فاصله کانونی بازتر و واید است و هرچه که عدد فاصله کانونی بیشتر از ۵۰ باشد، لنز بسته تر و تله‌ خواهد بود.

البته این قانون بسیار کلی است و تنها مفهوم را برای ما روشن می کند.

اولین نکته کلیدی این است که اگر عکسی را که با لنز واید گرفته‌ ایم، ببُریم دقیقا به همان عکسی که با لنز زوم روی سوژه رخ می دهد، می رسیم.

فواصل کانونی مختلف بر روی عکس ها چه تاثیری دارد؟

تفاوت فاصله اجزا در فاصله کانونی در عکاسی
تفاوت فاصله اجزا در فاصله کانونی در عکاسی

هرگز عکس های لنز واید مشابه لنز تله نخواهد شد. فرض کنید یک لنز ۳۵ میلی‌ متری روی دوربین خود نصب کرده اید، با نزدیک شدن به سوژه شاید تنها بتوانید عکسی با قابی مشابه تصویر لنز ۵۰ میلی‌ متری بگیرید، اما در واقع تصویر شما خصوصیات تصویر یک لنز ۵۰ میلی‌متری را هرگز نخواهد داشت. چون در یک لنز واید نور از میدان دید وسیع‌ تری به سنسور می رسد، پس در نتیجه عمق پس‌ زمینه عکس بیشتر و سوژه های موجود در پس زمینه  کمی دورتر به نظرمی رسند.

کاربرد فاصله کانونی در عکاسی چیست؟

فاصله ی کانونی را به روایت تصویر در تصویر بالا می توانید مشاهده کنید.

اتفاقی که عموما در لنزهای تله رخ می دهد این است که به دلیل محدودیت میدان دید، نور با زاویه بسته‌ تر به سنسور راه پیدا می کند و اشیای موجود در پس زمینه به هم چسبیده و نزدیک دیده می شوند .

دومین نکته کلیدی این است که بالاترین دقت تصاویر در فاصله های کانونی نرمال و زوایای نزدیک به آن ممکن است و هرچه از زاویه نرمال دورتر شویم دقت تصاویر پایین تر خواهد آمد.

اعوجاج در فاصله های کانونی مختلف در عکاسی
اعوجاج در فاصله های کانونی مختلف در عکاسی

اگر تا بحال با لنز های واید عکس گرفته باشید، حتما خودتان تا حدودی تغییر در چهره افراد هم دیده اید. در این عکس ها ابعاد و نسبت‌ اعضای صورت تغییر کرده و از حالت عادی خارج می شود. معمولا ا این عکسها در جاهایی استفاده می شود که می خواهیم سوژه را به شکل خنده دار و حقیر و یا دیگر حالت های غیر عادی نشان دهیم.

سومین نکته کلیدی این است که استفاده از لنزهای با فاصله کانونی نرمال و یا مقادیر بیشتر از آن تنها برای ثبت تصاویر پرتره توصیه می شود.

فول فریم و غیر فول فریم بودن یا اندازه سنسور چه تاثیری بر فاصله کانونی دارد؟

این فرمول در بین عکاسان رایج است که یا باید از دوربین فول فریم استفاده کرد و یا فاصله کانونی را در عددی مشهور به  “کراپ فاکتور” یا “ضریب برش” ضرب کرد تا فاصله کانونی واقعی لنز بدست آید .

این عدد مشهور در دوربین‌ های کراپ دار (غیر فول‌فریم) کانن مقدار ۱.۶ و در دوربین‌ های کراپ دار نیکون مقدار  ۱.۵ است.

چهارمین نکته کلیدی هم این است که فول فریم نبودن سنسور یعنی کاهش زاویه دید.

کوچک‌تر بودن سنسور باعث می شود زاویه دید بسته تر شود، دقیقاً مشابه وقتی که شما همان تصویر را از همان فاصله اما به وسیله یک دوربین فول فریم ثبت کنید، ولی در نهایت آن را برش بزنید.

در این مورد تنها، با بسته تر شدن زاویه دید عکس تصحیح می شود ولی در لنز های واید تغییر ابعاد و اعوجاج با برش خوردن اصلاح نمی شود .

آیا دوربین های غیرفول فریم‌ حرفه‌‎ای نیستند؟

در پاسخ به این سوال باید گفت خیر! اگرچه با آنکه فول فریم‌ها دوربین‌های حرفه‌ای هستند، اما این به این معنی نیست که همه‌ ی غیرفول فریم‌ ها دوربین‌های غیرحرفه‌ای هستند .

تعداد زیادی از دوربین‌های کراپ‌دار یا غیر فول فریم مانند کانن ۷D (Canon 7D) هم جزو دوربین های حرفه‌ ای طبقه بندی می‌شوند که در مقایسه با فول فریم‌ها قیمت مناسب تر و اندازه جمع و جور تری دارند. از مزایای برجسته این دوربین‌ها این است که مجبور نیستید از لنزهای گران‌ قیمت فول فریم استفاده کنید.

فاصله کانونی در عکاسی
فاصله کانونی در عکاسی

علاوه بر این ها،  بسیاری از عکاسان حیات وحش استفاده از غیرفول فریم‌ ها را ترجیح می دهند، چون کوچک‌ بودن سنسور سبب می‌شود فاصله کانونی در مقدار  کراپ فاکتور ضرب شود و با بسته تر شدن زاویه دید تله لنزها  بتوانند فاصله دورتری را در مقایسه به آنچه که روی دوربین فول فریم و با همان لنز قابل ثبت است، عکاسی کنند.

نتیجه کلی :

این نکته را بدانید که “هیچ فاصله کانونی به فاصله کانونی دیگر ارجحیت ندارد” و سوژه و هدف شما در عکاسی است که میزان فاصله کانونی را تعیین می کند. برای مثال اگر تصمیم دارید عکس پرتره بگیرید و همچنین بکگراند عکس نیز برای شما مهم است، برای شما لنز واید انتخاب بهتری نسبت به لنز تله می باشد.

فاصله ی کانونی مانند دیگر مهارت های عکاسی، به صبر و تمرین احتیاج دارد. پس با تمرین می توانید در این مورد هم حرفه ای شوید.

با ما همراه باشید.

www.MahandMedia.ir

مفهوم دیافراگم و روش کاربرد آن در عکاسی

دیافراگم در دوربین

مفهوم دیافراگم و روش کاربرد آن در عکاسی

دیافراگم در عکاسی

دیافراگم، یکی از سه اصل اساس در عکاسی است. دو اصل دیگر، ایزو “ISO” و سرعت شاتر “Shutter Speed” هستند. دیافراگم، یکی از مهمترین تنظیمات دوربین در سبک های مختلف عکاسی است، به همین دلیل، بر روی تصاویر شما بسیار تأثیر می گذارد. دیافراگم در عکاسی می تواند با تار کردن پس زمینه عکس، ابعاد و حجم جدیدی به عکس شما اضافه کند و همچنین باعث می شود که نوردهی تصاویر شما تغییر کند؛ و تصاویر روشن تر یا تیره تر شوند. در این مقاله، ما به زبانی ساده همه چیزهایی را که باید درباره دیافراگم در دوربین عکاسی بدانید، توضیح می دهیم.
همانطور که در تصاویر زیر نشان داده شده است؛ با تنظیم دیافراگم، می توانید عمق میدان را در یک تصویر تغییر دهید.

تنظیم دیافراگم و تاثیر آن در عمق میدان دوربین عکاسی

تنظیم دیافراگم و تاثیر آن در عمق میدان دوربین عکاسی

دیافراگم در عکاسی چیست؟

به زبانی ساده، دیافراگم روزنه ای درون لنز است که از طریق آن، نور به داخل بدنه دوربین منتقل می شود. کار دیافراگم، بسیار شبیه به چشم انسان است. وقتی که شما در محیط های پرنور یا تاریک قرار می گیرد، مردمک چشم شما گشاد یا تنگ می شود و سایز آن تغییر می کند. در عکاسی، “مردمک” لنز شما، دیافراگم نامیده می شود. شما می توانید اندازه دیافراگم را کوچک یا بزرگ کنید تا نور بیشتر یا کمتری به سنسور دوربین تان برسد. تصویر زیر، دیافراگم را در یک لنز نشان می دهد:
در سیستم دوربین، دیافراگم مانند “مردمک چشم” عمل می کند. دیافراگم، باز و بسته می شود و از این طریق، مقدار نوری را که به درون لنز وارد می شود تغییر می دهد (نور را کاهش یا افزایش می دهد). توجه داشته باشید که شش عدد تیغه دیافراگم در این لنز وجود دارد؛ که این تیغه ها، دیافراگم را تشکیل می دهند. وظیفه آنها این است که نور را فقط از مرکز عبور دهند.

پره و تیغه های دیافراگم لنز دوربین

پره و تیغه های دیافراگم لنز دوربین

تعریف دیافراگم در دوربین عکاسی

تیغه های متحدالمرکزی که در لنز قرار دارند و کنترل شدت نور را انجام می دهند. در واقع دیافراگم یک دریچه درون لنز است که نور از آن عبور می کند و وارد دوربین می شود.

تاثیر دیافراگم در عکاسی

۱- نوردهی عکاسی

دیافراگم، اثرات مختلفی بر روی عکس های شما دارد. یکی از مهمترین اثرات آن، میزان روشنایی یا نوردهی تصاویر شما است. با تغییر اندازه دیافراگم، مقدار نوری که به سنسور دوربین شما می رسد؛ تغییر می کند و در نتیجه روشنایی تصاویر شما را تحت تاثیر قرار می دهد. یک دیافراگم باز در عکاسی، نور زیادی را عبور می دهد، و در نتیجه عکس شما روشن تر می شود. یک دیافراگم کوچک، کاملا برعکس عمل می کند، یعنی عکس شما را تیره تر می کند. با نگاهی به تصویر زیر می بینید که چگونه دیافراگم بر روی نور عکس ها اثر می گذارد:

تاثیر دیافراگم بر روی نور عکس

تاثیر دیافراگم بر روی نور عکس

در یک محیط تاریک مانند داخل خانه یا در شب، برای دریافت نور بیشتر، شما می توانید یک دیافراگم باز را انتخاب کنید، درست مانند مردمک چشم شما، که وقتی در محیط تاریکی قرار می گیرید، گشاد می شود.

۲- عمق میدان

یکی دیگر از تاثیرهای اساسی دیافراگم، چیزی است که به نام “عمق میدان” شناخته شده است. عمق میدان، مقداری از عکس شماست که قسمت های جلویی آن، شارپ تر از قسمت های انتهایی عکس به نظر می رسد (مانند تصویر زیر). بعضی از تصاویر عمق میدان کمی دارند، که پس زمینه عکس در آنها به طور کامل خارج از فوکوس است. دسته ای دیگر از تصاویر دارای عمق میدان زیادی هستند، تا جایی که هم پیش زمینه و هم پس زمینه عکس، شارپ هستند.
این عکس دارای عمق میدانی کمی است-یک اثر فوکوس کم.

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

در تصویر بالا، به دلیل انتخاب دقیق دیافراگم، فقط کلمه “Cougar” در فوکوس قرار دارد. من در اینجا از یک دیافراگم باز استفاده کردم که به طور طبیعی منجر به یک اثر فوکوس کم عمق می شود. اگر من یک دیافراگم بسیار کوچک تر را انتخاب کرده بودم، تمام عکس از جلو تا انتها، شارپ به نظر می رسید؛ در حالی که پس زمینه عکس خارج از فوکوس می شد و واضح نبود.
یک ترفند برای اینکه این رابطه در ذهن تان بماند به این صورت زیر است: دیافراگم باز باعث می شود که مقدار زیادی از پس زمینه عکس شما تار و محو شود. دیافراگم باز، غالبا برای عکس های پرتره یا عکاسی از اشیائی است که شما مایل هستید پس زمینه آنها در عکس تار بیافتد. به عنوان مثال، یکی از دلایلی که عکس زیر مورد توجه قرار گرفته است، این است که دارای پس زمینه تار (و بوکه مناسب) است.

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

این عکس به وسیله یک دیافراگم باز و با یک لنز کانن Canon 50mm f/1.4 گرفته شده است.
از طرف دیگر، یک دیافراگم کوچک، باعث می شود که پس زمینه عکس مقدار کمتری تار شود که به طور معمول برای عکاسی منظره و معماری مناسب است. در عکس منظره زیر، من از یک دیافراگم کوچک استفاده کردم تا مطمئن شوم که هر دو پیش زمینه و پس زمینه عکس از جلو و انتها به یک اندازه در تصویر شارپ باشد:
در این عکس برای جلوگیری از تار شدن پس زمینه، از یک دیافراگم کوچک استفاده شده است.

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

در اینجا یک مقایسه سریع برای نشان دادن تاثیر دیافراگم باز و دیافراگم بسته در عکاسی از یک سوژه آورده شده است:

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

تعجب نکنید، من سرعت شاتر را طوری تنظیم کردم تا روشنایی در این دو تصویر برابر باشد.
عدد دیافراگم در عکاسی و F-Stop چیست؟
تا کنون، ما فقط درباره دیافراگم کوچک و بزرگ صحبت کرده ایم. با این حال دیافراگم می تواند با یک عدد به نام “عدد f” یا ” f-stop”بیان شود. هر وقت که شما عدد دیافراگم را می بینید، حرف “f” قبل از عدد ظاهر می شود، مثل f / 8. به احتمال زیاد، شما قبلا به این مورد در دوربین خود توجه کرده اید. روی صفحه نمایش (LCD) یا منظره یاب دوربین، دیافراگم چیزی شبیه به این موارد است: f / 2 ، f / 3.۵، f / 8 و غیره. بعضی دوربین ها علامت اسلش را حذف می کنند و آن را به این صورت نمایش می دهند: f2، f3.۵، f8 و غیره. به عنوان مثال، دوربین زیر در دیافراگم f / 8 تنظیم شده است:
دیافراگم با اعداد f علامت گذاری می شود، در این مورد، من از دیافراگم f / 8، استفاده کرده ام.

دیافراگم در دوربین عکاسی دیجیتال

دیافراگم در دوربین عکاسی دیجیتال

بنابراین f-stops، یک روش توصیف اندازه دیافراگم (چگونگی باز یا بسته شدن تیغه های دیافراگم) برای یک عکس خاص است.

محدوده دیافراگم در عکاسی (دیافراگم بزرگ در مقابل دیافراگم کوچک)
یکی از مهمترین بخش های دیافراگم که بیش از هر چیز دیگری عکاسان مبتدی را به اشتباه می اندازد؛ عدد f است. این چیزی است که شما واقعا باید به آن توجه داشته باشید و آن را درست به خاطر داشته باشید: عدد f کوچک، نشان دهنده دیافراگم بازتر هستند و عدد f بزرگ، دیافراگم کوچک تر و بسته تر را نشان می دهند. به عنوان مثال، f1/4 بزرگتر از f / 2 و بسیار بزرگتر از f / 8 است. اکثر مردم در این مورد دچار مشکل می شوند، از آنجایی که ما همیشه ارزش های بیشتر را به اعداد بالاتر داده ایم دچار این اشتباه می شویم. با این وجود، این یک اصل اساسی در عکاسی است، به این تصویر نگاه کنید (تصویر از اینترنت گرفته شده است):

عدد دیافراگم با بزرگی روزنه نسبت عکس دارد

عدد دیافراگم با بزرگی روزنه نسبت عکس دارد

همانطور که می بینید، f / 8 نمایانگر دریچه دیافراگم بسیار کوچکتر از چیزی مانند f / 1.4 است.
این مورد باعث ایجاد سردرگمی زیادی در بین عکاسان می شود، زیرا کاملا برعکس آنچه که شما انتظار دارید، است. با اینکه عدد دیافراگم کمی عجیب به نظر می رسد اما یک توضیح منطقی و ساده برای آن وجود دارد تا مفهوم دیافراگم برای شما روشن تر شود: دیافراگم یک کسر است.
برای مثال، هنگامی که شما با یک f-stop f / 10سروکار دارید، می توانید آن به صورت کسری ۱۰/۱ در نظر بگیرید، امیدوارم شما از قبل به یاد داشته باشید که ۱۰/۱ به وضوح بسیار کوچکتر از کسری مانند ۲/۱ است. به همین دلیل، دیافراگم f / 10 بزرگ تر از دیافراگم f / 2 است، در اینجا یک مقایسه برای نشان دادن چگونگی این موضوع به تصویر کشیده شده است:

عدد دیافراگم با بزرگی روزنه نسبت عکس دارد

عدد دیافراگم با بزرگی روزنه نسبت عکس دارد

بنابراین اگر عکاسان برای نوع خاصی از عکاسی، دیافراگم های بزرگ را به شما توصیه کنند، آنها به شما می گویند از چیزی مانند f / 1.4، f / 2 یا f / 2.8 استفاده کنید؛ و اگر آنها برای عکسی دیافراگم های کوچک را به شما پیشنهاد کنند منظورشان دیافراگم هایی مانند f/8, f/11, or f/16. است.
نحوه انتخاب دیافراگم راست
اکنون که شما با برخی از نمونه های خاص عدد f آشنا شدید، بهتر است از چه دیافراگمی برای عکس هایتان استفاده کنید؟ اجازه دهید دوباره به نوردهی و عمق میدان که دو اثر مهم دیافراگم بودند، برمی گردیم. ابتدا، برای نشان دادن تفاوت های روشنایی در مقادیر مختلف دیافراگم یک تصویر در اینجا آورده شده است:

تاثیر دیافراگم بر روی نور عکس در شب

تاثیر دیافراگم بر روی نور عکس در شب

وقتی که شما در یک محیط تاریک هستید، برای گرفتن یک عکس با روشنایی مناسب، بهتر است از یک دیافراگم بزرگ تر مانند f / 2.8 استفاده کنید (یک بار دیگر، مثال مردمک چشم را در زمانی که که تلاش می کند در تاریکی حداکثر نور را به خود جذب کند، به خاطر آورید).
تا جایی که عمق میدان وجود دارد، به یاد بیاورید که یک دیافراگم بزرگ مانند f / 2.8 باعث می شود مقدار زیادی از پس زمینه عکس تار شود (مناسب برای عکس پرتره با فوکوس کم)، در حالی که دیافراگمی مانند f / 8، f / 11 یا f / 16 به شما کمک می کند در پیش زمینه و پس زمینه عکس، جزئیات را به صورت شارپ ثبت کنید (مناسب برای بسیاری از منظره ها).
اگر در تنظیمات دیافراگمی که انتخاب کردید عکس شما بیش از حد روشن یا تاریک شد، نگران نباشید. اکثر اوقات شما می توانید برای جبران سرعت شاتر خود را تنظیم کنید، و یا اگر شما تا آخرین حد سرعت شاتر خود رفتید، ایزو ISO را افزایش دهید.

تاثیر ISO بر روی نور عکس

تاثیر ISO بر روی نور عکس

با تغییر سرعت شاتر، تغییر می یابد، یا با تنظیم دیافراگم f / 2.8 عکس بسیار روشن تر خواهد شد.
در اینجا یک نمودار آورده ایم که به صورت واضح، همه چیزهایی را که تا کنون گفته ایم نشان می دهد:

مثلث نوردهی در عکاسی (نورسنجی با سرعت شاتر، دیافراگم و ISO)

تاثیر دیافراگم در عمق میدان عکس

نحوه تنظیم دیافراگم دوربین

اگر می خواهید برای یک عکس دیافراگم را به صورت دستی انتخاب کنید (که چیزی است که ما آن را به شدت توصیه می کنیم)، دو حالت (مد) وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید: مد تقدم دیافراگم (aperture-priority) و مد دستی (manual mode).
در اکثر دوربین ها حالت تقدم دیافراگم به صورت “A” یا “Av” نوشته می شود. در حالی که تنظیمات دستی به حرف “M” نمایش داده می شود. معمولا شما می توانید این حروف را در دایالی که بالای دوربین شما قرار دارد، ببینید.

تنظیمات دیافراگم در دوربین عکاسی

تنظیمات دیافراگم در دوربین عکاسی

شما می توانید در مد تقدم دیافراگم، دیافراگم را انتخاب کنید، دوربین به طور خودکار سرعت شاتر شما را انتخاب می کند. در مد دستی، شما می توانید هر دو دیافراگم و سرعت شاتر را به صورت دستی انتخاب کنید.

محدودیت های لنز: کدام دیافراگم ها در دسترس هستند؟

هر لنزی دارای محدودیتی است که به دیافراگم یک مقدار حداکثر و حداقل می دهد. اگر شما به مشخصات فنی لنز خود نگاهی بیندازید به شما می گوید که حداکثر و حداقل دیافراگم چیست. برای هر لنزی، حداکثر دیافراگم مهم تر است، زیرا به شما می گوید که لنز حداکثر چقدر نور می تواند در خود جذب کند (اساسا شما در محیط تاریک چگونه می توانید عکس بگیرید). یک لنز که دارای دیافراگم f / 1.4 یا f / 1.8 است؛ این مقادیر به عنوان حداکثر دیافراگم آنها در نظر گرفته می شود و به عنوان یک لنز سریع شناخته می شود، زیرا می تواند نور بیشتری را از خود عبور بدهد، یک لنز “کند” دارای حداکثر دیافراگمی معادل f/4.0 است. به همین دلیل لنزهای با دیافراگم های بزرگ معمولا گران تر هستند.
حداقل دیافراگم خیلی مهم نیست، چرا که تقریبا تمام لنزهای جدید می توانند حداقل f / 16 را به عنوان حداقل دیافراگم ارائه دهند.
در بر بعضی از لنزهای زوم، با افزایش و کاهش زوم، حداکثر دیافراگم تغییر می کند. به عنوان مثال، در لنز نیکون ۱۸ ۵۵mm ،f 3.5 / 5.6، حداکثر دیافراگم به تدریج از f / 3.5 به f / 5.6 در فاصله کانونی های بیشتر تغییر می کند. اکثر لنزهای زوم گران قیمت تر، حداکثر دیافراگم را در محدوده زوم خود ثابت نگه می دارند، مانند لنز نیکون Nikon 24mm 70mm f / 2.8. لنزهای متداول نیز تمایل دارند که حداکثر دیافراگم بزرگتری نسبت به لنزهای زوم داشته باشند که یکی از مزایای اصلی آنها است.
حداکثر دیافراگم یک لنز بسیار مهم است که روی بدنه آن قرار گرفته است، (مانند Nikon 18-55mm 1: 3.5-5.6GII ).

مشخصات لنز دوربین عکاسی

نتیجه گیری:

دیافراگم به وضوح یک عنصر حیاتی در عکاسی است و احتمالا یکی از تنظیمات مهم دوربین است. به همین دلیل عمق میدان و نوردهی، تاثیرات بزرگی بر روی یک تصویر دارند و انتخاب دیافراگم هر دوی آنها را تغییر می دهد.
در عکاسی، دیافراگم در حالت تقدم دیافراگم یا حالت دستی (با بیشترین درجه تقدم دیافراگم) تنظیم می شود. ما هیچ وقت نمی خواهیم که دوربین به طور خودکار دیافراگم را برای ما انتخاب کند. دیافراگم برای ما بسیار مهم است و یکی از آن تنظیمات اساسی است که هر عکاس مبتدی یا عکاس حرفه ای باید بداند که کدام حالت آن برای گرفتن بهترین تصاویر مناسب است.
در واقع ما در این مقاله اصول اولیه دیافراگم را به شیوه ای قابل فهم و واضح برای شما توضیح دادیم.

مفهوم دیافراگم و روش کاربرد آن در عکاسی

عکاسی ماکرو چیست؟

عکاسی ماکرو Macro photography

عکاسی ماکرو به نوعی عکاسی گفته می شود که در آن تصویر اشیا با نسبتی بیشتر از ۱:۱ بزرگتر از اندازه واقعی شان، گرفته می‌شود.

در عکاسی ماکرو واقعی باید فاصله بین لنز تا صفحه تصویر از فاصله لنز تا سوژه بیشتر باشد.

لنز های ویژه ماکرو  اختصاصاً برای نزدیک شدن زیاد به سوژه و جلوگیری از تغییر شکل تصویر طراحی شده اند. بعضی از لنزهای تله فتو نیز دارای قابلیت ماکرو می باشند که با ترکیب اپتیکی ویژه ای که دارند می توانند در شرایط بسیار نزدیک به سوژه نیز روی آن فوکوس نمایند.

عکاسی ماکرو Macro photography

یکی از مزایای دوربین های دیجیتال این است که بیشتر آنها قادر به عکاسی ماکرو با کیفیت خوب می باشند. در بعضی از انواع دوربین ها، این امکان وجود دارد که تا حد بسیار زیادی به سوژه نزدیک شوند، ولی در بعضی دوربین های دیگر از زوم برای پر کردن کادر و بزرگ کردن سوژه استفاه می شود. بطور کلی در عکاسی ماکرو، سرعت شاتر بسیار پایین است و استفاده از یک پایه محکم برای عکاسی ایده بسیار خوبی است.

نماهای بسیار نزدیک معمولا بسیار جالب و نیز مفید می باشد. در عکاسی ماکرو جزئیاتی از شیء دیده می شود که با چشم معمولی نمی توان دید.

استفاده دیگر عکاسی ماکرو در صنعت است که برای بازرسی و کنترل کیفیت از آن استفاده می‌شود. مثلا برای ثبت تصویر اجزاء ارزشمند دستگاهها از این تکنیک استفاده می کنند. بطور کلی نمای درشت و نزدیک اشیاء می‌تواند کاربردهای بسیار متنوعی داشته باشد. همانطور که قبلا ذکر شد تصویر نمای نزدیک یک شیء معادل نگاه کردن به آن شیء با ذره بین است. جزئیاتی که بطور معمول قابل دیدن نیستند ناگهان بیرون می زنند و زیبایی‌ها یا زشتیهای نهفته جسم به چشم می‌آیند. برای مثال گلها برای این عکاسی سوژه بسیار جالبی می‌باشند. دو چالش مهم در عکاسی ماکرو عبارتند از: باریکی عمق میدان بخاطر نزدیکی زیاد لنز به سوژه و دیگر سختی نورپردازی جسم بگونه‌ای که روی آن سایه نیفتد. در ادامه بحث به این دو موضوع می‌پردازیم.

با استفاده از حالت ماکرو می توانید در فاصله های خیلی نزدیک به سوژه خود عکاسی کنید

رایج ترین روش برای عکاسی از گلها در طبیعت عکاسی ماکرو می باشد. در گذشته ، عکاسی ماکرو به معنی استفاده از دوربینهای SLR و خریدن لنزهای مخصوص بود که هزینه ای بین صد تا هزاران دلار به دنبال داشت . اما این مساله در مورد دوربینهای دیجیتال فرق می کند. در واقع اکثر دوربینهای دیجیتال این ویژگی را دارند که به صورت خودکار می توانند روی حالت ماکرو فعال شوند .

در حالت ماکرو شما می توانید تا جایی که امکان دارد از موضوع خود تصویر کلوزآپ زیبایی بگیرید که این حالت در عکاسی از گلها بسیار مهم است . به همین دلیل آیکون یا علامت حالت ماکرو در اکثر دوربینهای دیجیتال به شکل گل لاله است.

بهتر است برای پیدا کردن این فاصله در دوربین خود به دفترچه راهنمای آن مراجعه کنید. قابلیت نزدیک شدن به یک موضوع از تواناییهای خوب و مفید دوربین است اما این کار محدودیتهایی را هم به دنبال دارد.

یکی از محدودیتهای ماکرو ،  عمق میدان بسیار کم است. عمق میدان فاصله ای است که هر شیء جلو یا پشت سوژه شما در حالت فوکوس قرار دارد و در حالت ماکرو این فاصله بسیار کم است. در نتیجه بیشتر تصویر تار است اما خود این محدودیت گاهی مفید است و با این کار می توانید تمام توجه بیننده را به موضوع مورد نظر خود معطوف کنید.

مشکل دوم زمان نوردهی زیاد آن است که البته این مشکل حل نشدنی نیست. نور دهی زمانی است که شاتر دوربین برای ثبت تصویر بازمی ماند . در حالت ماکرو دیافراگم کوچک است و شاتر باید این نور دهی کم را جبران کند، بنابراین احتمال فریز (freeze) شدن حرکتها در عکاسی ماکرو بسیار کم است. اگر گل مورد نظر شما در اثر وزش نسیمی حرکت کند یا دستتان در حالت ثابتی نباشد تصویر شما تار خواهد شد.

توجه داشته باشید پس از عکاسی با حالت ماکرو ، دوربین خود را از حالت ماکرو خارج کنید. چون این کار باعث می شود عکسهای بعدی شما تار و مبهم شوند. در برخی دوربینها ، تنظیم حالت ماکرو به صورت مستقل و جداگانه است مثل حالت پرتره . اما در برخی دیگر حالتی مکمل است و با سایر حالتهای دیگر ، تنطیم و فعال می شود . اگر دوربین شما به این صورت عمل می کند بهترین حالت این است که گزینه پرتره را در ارتباط باحالت ماکرو انتخاب کنید.

نکاتی در مورد استفاده بهتر از حالت ماکرو

اگر می خواهید از گلهای یک باغ یا گلهای وحشی طبیعت عکاسی کنید ، روزی پر نور اما در عین حال ابری را برای عکاسی انتخاب کنید. زیرا ابرها باعث پخش شدن نور خورشید و در نتیجه ملایم شدن رنگها و سایه ها می شوند . اگر می خواهید روز عکاسی کنید که آسمان صاف و بدون ابر است ، ساعتهای قبل از غروب و بعد از طلوع خورشید مناسب هستند. در این ساعات رنگها روشن تر بوده و کنترل سایه ها کار آسان تری می باشد. به خاطر داشته باشید از فلاش داخلی دوربین خود هنگام نزدیک شدن به سوژه استفاده نکنید زیرا فیلم یا سنسور،  بیش از حد نور دریافت می کند.

نسیم و باد ناگهانی می تواند کار عکاسی را دشوار سازد ، به خصوص هنگامی که از حالت ماکرو استفاده می کنید. بهترین روش برای به حداقل رساندن این تاثیر این است که در میان مسیر وزش نسیم و سوژه قرار بگیرید. صبور باشید . منتظر بمانید نسیم بخوابد و سپس عکاسی کنید . به یک شات اکتفا نکنید و چندین عکس بگیرید . در عکاسی ماکرو شاید مجبور شوید برای نزدیک شدن به موضوع ، روی زانو خم شوید ، این کار را بکنید ولی مطمئن شوید که موضوع شما ،  تمام صفحه را گرفته است و فقط به خود سوژه توجه نکنید . برای اینکه تمام سوژه درتصویر باشد چند سانتی متر به عقب بروید . شاید هم بخواهید از چندین سوژه عکس بگیرید . در صورتی که سوژه مورد نظر شما در عکاسی ماکرو ، گل باشد توجه داشته باشید که تعداد گلها در عکس عدد فرد باشد: ۳ تا ۵ گل نسبت به ۲ یا ۴ گل جلوه بصری بیشتری دارند.

عکاسی ماکرو Macro photography

توجه داشته باشید روی گل مورد نظر سایه ای نیفتاده باشد . به همین خاطر در عکاسی ماکرو ، همیشه اشیاء اطرافتان مثل درختها ، سایر گیاهان ، ساختمانها و حفاظها را در نظر بگیرید.

به دلیل اینکه حالت ماکرو احتیاج به زمان نوردهی زیادی دارد ممکن است در اثر لرزش دست ،  تصویر شما تار شود ، استفاده از یک سه پایه احتمال این خطا را کاهش می دهد . همچنین با استفاده از سه پایه دیگر لازم نیست برای نزدیک شدن به موضوع روی زانو خم شوید یا حتی روی زمین بخوابید.

توجه داشته باشید در عکاسی ماکرو ، اگر رنگها و بافتی که در پس زمینه عکس شما قرار دارد با رنگها و بافت پیش زمینه شباهت داشته باشند ، جلوه بصری عکس از بین می رود حتی اگر دوربین به صورت اتوماتیک روی موضوع فوکوس کند و اطراف آن تار باشد.

موفق و پیروز باشید…

www.MahandMedia.ir

استفاده از تکنیک “بوکه” در عکاسی و خلق تصاویر فوق العاده

چگونه عکس‌های بوکه زیبا ایجاد کنید

در عکاسی عبارت بوکه نشان‌دهنده بخش‌های تار خارج از محدوده فوکوس است که پس‌زمینه جالبی برای عکس ایجاد می‌کند. در واقع بوکه به عکاس کمک میکند تا پس زمینه‌های نرم و دل انگیزی ایجاد کند و همچنین تمرکز بیننده را روی سوژه بیشتر کرده و حس عمق و سه بعدی را در عکس ایجاد می‌کند. در اینجا چند راهنمایی برای ایجاد عکس‌های بوکه زیباتر خواهیم داشت.

با ما همراه باشید…

استفاده از تکنیک بوکه در عکاسی

استفاده از بازترین دریچه دیافراگم

فراموش نکنید بوکه معمولا چیزی نیست که توسط دوربین ایجاد شود و بیشتر وابسته به نوع و عملکرد لنز است. بنابراین اولین کاری که باید انجام دهید این است که عدد دریچه دیافراگم را به پایین ترین حد برسانید. در واقع باید از بازترین دریچه دیافراگم استفاده کنید. معمولاً در دوربین‌های DSLR نیکون که دکمه چرخان جلو دارند، این‌کار را میتوانید با چرخاندن این دکمه در خلاف جهت عقربه‌های ساعت انجام دهید. همچنین اینکار را می‌توانید روی حالت تقدم دیافراگم (در دوربین‌های کانن باAv  و در دوربین‌های نیکون باA   (انجام دهید. به این ترتیب می‌توانید دیافراگم را روی بازترین حالت قرار داده و انتخاب سرعت شاتر متناسب با آن را به خود دوربین بسپارید.

استفاده از تکنیک بوکه در عکاسی

عکس‌های بوکهاما اثر کاهش عدد دیافراگم چیست؟ چگونه در ایجاد عکس‌های بوکه کمک میکند؟ در واقع با کم کردن عدد دیافراگم شما عمق میدان را کاهش داده‌اید و فوکوس تصویر تنها روی سوژه یا قسمت کوچکی از آن متمرکز می‌شود .

 

فاصله خود با سوژه را به حداقل برسانید

برای ایجاد عکس‌های بوکه زیباتر میتوانید از طریق تغییر فاصله خود با سوژه اقدام کنید. در واقع هرچه فاصله خود با سوژه را کم تر کنید بوکه های زیباتر و با پس زمینه تارتری ایجاد خواهید کرد. دلیل آن هم این است که وقتی به سوژه مورد نظر نزدیک‌تر می‌شوید لنز تمرکز بیشتری روی سوژه خواهد گذاشت و در واقع عمق میدان کوچک تر شده و بیشتر روی سوژه متمرکز می‌شود.

میتوان گفت لنزها بسیار شبیه چشم انسان عمل میکنند. برای مثال اگر انگشت کوچکتان را جلو صورتتان بگیرید و کم کم به چشم خود نزدیک کنید خواهید دید که پس زمینه و اشیا پشت آن بیشتر تار می‌شوند. این دقیقا همان کاری است که لنزها هم انجام می‌دهند، به همین دلیل است که تغییر فاصله نقش بسیاری در ایجاد بوکه‌ها ایفا میکند.

 

فاصله سوژه تا پس زمینه را افزایش دهید

اگر سوژه ای که دارید از آن عکاسی می‌کنید به یک پس زمینه شلوغ نزدیک باشد بوکه خوبی ایجاد نمی‌شود. به یاد داشته باشید عمق میدان مثل یک خط نیست که بتواند به طور دقیق سوژه و پس زمینه را از هم جدا کند، درواقع به تدریج از وضوح کامل به سمت تاری و محوشدگی پیش میرود. بنابراین برای ایجاد بوکه‌های هرچه دلپذیرتر لازم است که پس زمینه را از سوژه دورتر کنید تا کاملا در نقاط خارج از فوکوس قرار بگیرند. برای مثال برای گرفتن پرتره از یک دختر که جلوی شاخه درخت قرار گرفته است اگر فاصله کمی با شاخه درخت داشته باشد ممکن است شاخه درخت هم در عمق میدان قرار بگیرد و واضح دیده شود، در این صورت باید سوژه را جابجا کرده و به فاصله دورتری از آن شاخه درخت قرار دهید، به این ترتیب شاخه درخت به طور کامل خارج از منظقه فوکوس قرار خواهد گرفت.

استفاده از تکنیک بوکه در عکاسی

همانطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید برگ نزدیکتر به وضوح دیده میشود، درحالی که برگ‌های دیگر با فاصله بیشتر از آن قرار گرفته‌اند و پس زمینه تار و زیبایی ایجاد کرده‌اند.

 

از لنزهای با فاصله کانونی بلند استفاده کنید

گاهی اوقات فاصله بین سوژه و پس زمینه ثابت است و نمیتوان آن ها را جابجا کرد، در این شرایط استفاده از لنزی با فاصله کانونی زیاد کمک بسیاری در کاهش عمق میدان می‌کند. بنابراین اگر از یک لنز زوم استفاده میکنید برای جدا کردن بهتر سوژه از پس زمینه بهتر است تا حد ممکن زوم کنید. همچنین برعکس این موضوع به این معنی است که با زوم نکردن و استفاده از کوتاهترین فاصله کانونی میتوانید عمق میدان را بیشتر کنید. این کار برای عکاسی از منظره یا عکاسی معماری انتخاب بهتری است.

استفاده از تکنیک بوکه در عکاسی

به عنوان مثال اگر یک لنز ۷۰_۳۰۰mm داشته باشید و در فاصله کانونی ۳۰۰mm عکاسی کنید، عمق میدان بسیار کم می‌شود و تمرکز را بیشتر روی سوژه خوهید گذاشت. این در حالی است که اگر با همان لنز روی فاصله کانونی ۷۰mm عکاسی کنید، روی اشیا بیشتری در پس زمینه تمرکز می‌کنید.

 

از لنزهای سریع استفاده کنید

و آخرین مورد با اهمیت زیاد، استفاده از سریع‌ترین لنزی است که در اختیار دارید. به لنز‌هایی که دارای دیافراگم‌های باز و بزرگ هستند، لنز‌های سریع گفته می‌شود. لنزهایی با دیافراگم‌های باز مانند  Nikon 50mm f/1.4،  Nikon 85mm f/1.4 و Nikon 70-200mm f/2.8 عملکرد نوری را برای عکس‌های پرتره به بهترین شکل بهینه می‌کنند. در رده لنز‌های قیمت پایین‌تر نیز میتوان به لنز‌های Nikon 50mm f/1.8 و Nikon 85mm f/1.8 اشاره کرد که بوکه‌های جالب توجهی را ارائه می‌دهند.

استفاده از تکنیک بوکه در عکاسی

استفاده از تکنیک بوکه در عکاسی

 

عکاسی با لنز‌های کیت

معمولا برای عکاسی پرتره نیاز به بوکه بیشتری دارید و به همین دلیل ممکن است تصور کنید بدون این لنز‌ها نباید عکاسی پرتره کنید. اما اگر هنوز امکان تعویض لنز کیت دوربین‌تان را ندارید و می‌خواهید با لنز کیت دوربین‌تان عکس‌های پرتره بگیرید، راهنمای عکاسی پرتره با لنز کیت در وب‌سایت نورنگار می‌تواند به شما کمک کند. شاید برایتان جالب باشد که چطور می‌توان با همان لنز‌های کیت ساده روی دوربین‌ها هم عکس‌های بوکه خوبی گرفت.

 

 

ایجاد اشکال بوکه ای و متنوع و زیبا در عکس (ستاره ای، قلبی و…)

حتی اگر عکاسی برای شما امری جدی نبوده و تنها یک سرگرمی باشد، احتمالا با اصطلاح ترفند عکاسی بوکه آشنا هستید. بوکه به استفاده‌ی هنرمندانه از نورهای بک‌گراند اطلاق می‌شود که با خارج کردن این نورها از فوکوس دوربین، اشکالی زیبا، اطراف سوژه‌ی شما را در بر می‌گیرند. اگر مراحلی را که به شما می‌گوییم، بدرستی دنبال و اجرا کنید، در نهایت تصاویر حرفه‌ای با بوکه های شکل دار خواهید داشت که، در چاپ یا روی مانتیور، هر چشمی را خیره خواهند کرد. در این مقاله به شما آموزش می‌دهیم چگونه با دم دستی‌ترین ابزارهای ممکن و با استفاده از ترفند عکاسی بوکه ، فیلتر بوکه های شکل دار خود را در اشکال و استایل‌های مختلف بسازید. برای کاربردی بودن این ترفند عکاسی بوکه ، شما نیازمند برخورداری از یک سری تجهیزات اولیه عکاسی هستید. مهمترین آنها یک دوربین DSLR بهمراه یک لنز مناسب جهت ساخت افکت بوکه است. یک لنز ۵۵ میلی‌متری با f-stop پایین، گزینه مناسبی خواهد بود. در آموزش این ترفند جهت ساخت بوکه ستاره ای و بوکه قلبی ، ما از یک لنز سیگمای ۵۵ میلی‌متری – f1.4 استفاده کرده‌ایم.

ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی

ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی

تجهیزات مورد نیاز برای ترفند عکاسی بوکه:

✓  چند برگه مقوای ضخیم و سیاه، ترجیحا مقوای ماکت سازی با ابعاد حداقل ۲۸*۴۴ سانتی‌متر

✓  یک کاتر نوک تیز قلمی یا عادی

✓  قیچی

✓  چسب برق ( لنت )

✓  چسب ولکرو ( چسب دو طرفه پارچه ای )

اگر تمام ابزارتان آماده است، شروع می‌کنیم …

برای شروع، ما یک دایره که امکان پوشش کامل سطح بیرونی لنز دوربین عکاسی را داشته باشد می‌بریم. این برش باید کمی بزرگتر از سطح لنز بوده تا بصورت کامل آنرا پوشش دهد. این برش باید یک دایره به قطر ۸٫۶ سانتی‌متر باشد، که در این ترفند عکاسی بوکه ، در نقش پایه‌ی فیلترمان است. برای خلق بوکه‌هایی با افکت‌های مخلتف ( بوکه ستاره ای – بوکه قلبی )، ما تکه‌های فیلتر را بر روی این بخش سوار خواهیم کرد. در این آموزش گام به گام، تمامی طراحی‌ها جهت برش، با دست انجام شده است؛ اما شما می‌توانید در فتوشاپ نیز براحتی این طراحی را انجام دهید.

  • یک دایره که بتواند سطح رویی لنزتان را پوشش بدهد، بکشید. راحت ترین راه این است که لنزتان را به صورت، بر روی کاغذ قرار داده و در محیط آن یک دایره بکشید.
ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی
  • بوسیله چند خط که با خط کش بر روی دایره ایجاد می‌کنید، مرکز دایره را بیابید.
ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی
  • دقیقا از مرکز تعیین شده در وسط دایره، بر روی خطوط، علائمی در فاصله ۹٫۶۵ سانتی‌متر بگذارید. حالا با وصل کردن این خطوط به هم دایره‌ای با ابعاد ۸٫۶ سانتی‌متر خواهید داشت.
  • این دایره بوجود آمده را بریده و از قالبتان جدا کنید.
ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی
  • در این مرحله شما باید کناره‌های فیلتر لنز تان را آماده کنید. محیط دایره‌تان را محاسبه کنید: ( قطر * عدد پی – ۳٫۱۴ ) و ۱٫۵ سانتی‌متر به عدد محاسبه شده بیافزائید، تا نوار دور فیلتر شما بصورت کامل بر روی هم قرار بگیرد. این نوار نیز باید حدودا ۵ سانتی‌متر عرض داشته باشد. ( مستطیلی با طول محیط دایره لنز بعلاوه ۱٫۵ سانتی‌متر و عرض ۵ سانتی‌متر )
ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی
  • صفحه‌ی دایره‌ای که آماده کرده‌اید برداشته و نوار را به دور آن بپیچید. این دو بخش را بوسیله چسب برق مطابق با تصویر زیر به هم متصل کنید.
ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی
  • در دو سمت دایره مرکزی پایه فیلتر، دو برش کوچک از چسب ولکرو ( چسب دو طرفه پارچه‌ای ) بچسبانید. تا اینجای کار تقریبا فیلتر بوکه‌ی شما آماده است. حالا زمان ساختن اشکال است.
ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی

از همان کاغذ ماکت سازی، چند دایره که قرار است نقش فیلترهای قابل تعویض ما را برای ایجاد اشکال مختلف داشته باشند، ببرید. محاسبه‌ی ابعاد این بخش از فیلتر، بسیار راحت است. دایره‌ای که قرار است ببرید باید بزرگتر از سوراخ مرکزی دایره قبلی ( ۸٫۶ سانتی‌متر ) و کوچکتر از ابعاد دایره اول باشد. برای کشیدن این دایره هم می‌توانید براحتی از یک لیوان استفاده کنید.

ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی
  • حالا مرکز این دایره را پیدا کرده و هر شکل بوکه‌ای که دوست دارید را از کاغذتان جدا کنید. شما می‌توانید بوکه ستاره‌ ای ، بوکه قلبی و هر شکل دیگری را برروی این دایره، درآورید. تنها حواستان باشد طول شکل شما نباید بیش از ۱٫۲ سانتی‌متر باشد. پس از آنکه شکل مورد نظر را بر روی دایره کوچکتر درآوردید، به وسیله‌ی همان چسب ولکرو این دو دایره را به یکدیگر متصل کنید. به همین راحتی، شما فیلتر بوکه خودتان را ساخته‌اید.

ترفند استفاده از تکنیک بوکه ستاره ای در عکاسی

بوکه ستاره ای

ترفند استفاده از تکنیک اشکال بوکه در عکاسی

بوکه قلبی

با همین ترفند عکاسی بوکه می‌توانید، فیلترهای قابل تعویض دیگری نیز تهیه کنید. بهترین حالت عکاسی بوکه با این فلیترها، در شب و پس از فوکوس کردن بر روی یک شیء خیلی نزدیک است. البته طبیعی است که شما به یک بک‌گراند پُر نور نیاز دارید.

بوکه های شکل دار

بوکه های شکل دار

امیدواریم از این ترفند عکاسی بوکه ، که براحتی و با یک هزینه پایین، قابل اجراست لذت برده باشید. خوشحال می‌شویم عکس‌ها و اشکال بوکه‌ای را که با این ترفند بدست آورده‌اید، با ما به اشتراک بگذارید.

 

با ما همراه باشید…

www.MahandMedia.ir

اندازه پیکسل در دوربین چیست؟

اندازه پیکسل (Pixel Size) در دوربین گوشی یا دوربین عکاسی یکی از مهمترین شرایطی است که به کیفیت نهایی تصویر کمک زیادی می کند و شاید بسیاری تا کنون به اندازه پیکسل یا Pixel Size در مشخصات دوربین ها مخصوصا دوربین گوشی توجه نمی کنند. مثلا یکی از دلایلی که دوربین گوشی های اچ تی سی تا حدودی بهتر از بقیه گوشی ها عمل میکنند همین اندازه پیکسل بیشتر است. در این پست می خواهیم خیلی کوتاه و مختصر بگوییم که اندازه پیکسل در دوربین چیست. پس با ما همراه باشید.

اهمیت سایز سنسور دوربین

در مورد سایز سنسور باید در یک پست جداگانه صحبت کنیم چون مبحث پیچیده و مهمی است، اما به صورت کلی بدانید که سنسور دوربین همان قطعه ای هست که تصاویر را پردازش می کند و نتیجه را به پردازنده اصلی می فرستد. نور کم یا زیاد، رنگ های مختلف، سایه و خیلی چیزهای دیگر توسط همین سنسور دوربین پردازش می شود. CCD  و یا  CMOS  رایج ترین تکنولوژی های مورد استفاده در ساخت پردازنده یا همان سنسور تصویر در دوربین است .

اندازه سنسور دوربین گوشی یا دوربین های دیجیتال خیلی از مسائل را در نتیجه نهایی فیلم یا عکس گرفته شده تعیین می کند، مسائلی مانند تعداد پیکسل ها، کیفیت عکس، کیفیت نور، رنج یا طیف نور و چیزهای دیگری که از حوصله این پست خارج است.

در شکل زیر دو عدد سنسور دوربین از نوع CCD با ابعاد مختلف را می بینید که تعداد پیکسل یکسان دارند اما چون سایز سنسور سمت راست بزرگتر است، اندازه پیکسل های آن هم بزرگتر است و در نتیجه کیفیت تصویر بهتر است چون سطح بیشتری برای تابش و جذب نور محیط توسط سنسور وجود دارد. در کل باید بدانید که جذب و پردازش نور در دوربین ها یکی از مباحث مهم و اصولی است.

تعداد پیکسل ها در سنسور دوربین

تعداد پیکسل ها در سنسور دوربین

سنسور دوربین را مثل کف اتاقی در نظر بگیرید که با سرامیک پر شده باشد. اگر کف اتاق را همان سنسور و سرامیک را پیکسل درنظر بگیریم؛ هرچقدر اتاق (سنسور) بزرگتر باشد سرامیک های (پیکسل های) بیشتری در آن جای می گیرند اما همین اتاق را می توان با سرامیک های کوچیکتر هم پر کرد که در این شرایط تعداد سرامیکها بیشتر می شود. پس برای افزایش تعداد سرامیک ها، یا باید اتاق بزرگتر باشد یا سایز سرامیک ها کوچکتر شود .

سنسور دوربین با اندازه پیکسل بزرگ

سنسور دوربین با اندازه پیکسل بزرگ

 

سنسور دوربین با اندازه پیکسل کوچک

سنسور دوربین با اندازه پیکسل کوچک

هرچقدر سنسور بزرگتر باشد، تعداد پیکسل بیشتری در داخل آن جای می گیرد و عدد مگاپیکسل بیشتر می شود. مثلا یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی سایز سنسور بزرگتری نسبت به یک دوربین ۸ مگاپیکسلی دارد به شرطی که اندازه پیکسل های هر دو دوربین برابر باشد اما مسئله مهم اینجاست که شرکت های سازنده دوربین، برای تبلیغات بهتر، آنقدر اندازه پیکسل ها را کوچک می کنند که آن عدد مگاپیکسل بیشتر شود مثلا برای اینکه بگویند گوشی ۱۶ مگاپیکسل است، از اندازه پیکسل ها کم می کنند تا بتوانند در یک سایز مشخصی از سنسور دوربین، تعداد بیشتری پیکسل جای دهند. حکایت همان اتاق و سرامیک که بالاتر گفتیم.

سنسور ۱۲ مگاپیکسلی یعنی ۱۲ میلیون پیکسل کنار هم قرار گرفته اند تا یک تصویر ساخته شود. سایز سنسور ها از یک اندازه بیشتر نمی تواند باشد چون هرچقدر بزرگتر باشد طبیعتا فضای فیزیکی بیشتری  هم اشغال می کند. پس شرکت های سازنده گوشی موبایل نمی توانند سایز سنسور را از یک اندازه، بیشتر در نظر بگیرند.

اندازه پیکسل Pixel Size در دوربین چیست؟

حدود ۵  ۶ سال پیش اگر از شخصی سوال می کردیم که دوربین گوشی چند مگا پیکسل است ؟ با افتخار می گفت ۸ مگاپیکسل! البته در آن موقع ۸ مگاپیکسل واقعا عدد بزرگی بود و کیفیت خوبی داشت. به دلیل اینکه همیشه مشتری های موبایل، ارقام و اعداد برای آنها مهمتر است، شرکت های سازنده گوشی موبایل هر روز تعداد پیکسل ها را بیشتر می کردند. آن ۸ مگاپیکسل ۱ سال بعد شد ۱۳ مگاپیکسل و همینطور بیشتر و بیشتر می شد. این مسئله تا جایی پیش رفت که مردم متوجه شدند که کیفیت یک عکس ۸ مگاپیکسلی بیشتر از یک عکس ۱۳ مگاپیکسلی است! آنجا بود که خیلی مسائل بر ملا شد. در واقع شرکت ها برای اینکه مگاپیکسل را بالا ببرند یا باید اندازه سنسور را زیاد و یا اندازه پیکسل ها را کوچک تر می کردند. سایز سنسور به خاطر باریک بودن گوشی ها قابل افزایش نبود و تنها راه حل، کوچکتر کردن اندازه پیکسل دوربین ها بود. این رویه ادامه داشت تا جایی که شرکت ها متوجه شدند با کوچک کردن اندازه پیکسل ها، مگاپیکسل افزایش پیدا می کند. اما عملا کیفیت نهایی عکس بعضی مواقع نه تنها بهتر نمی شود بلکه بدتر هم می شود. آنجا بود که فهمیدند، مگاپیکسل در عمل به معنی کیفیت بهتر عکس نیست و فاکتورهای دیگری هم مهم است.

کار تک تک این پیکسل ها گرفتن نور محیط است. در عکاسی یا فیلمبرداری هرچقدر سایز سنسور بزرگتر باشد، نور بیشتری توسط سنسور جذب می شود. دلیل این مسئله این است که وقتی سایز سنسور بزرگ می شود، می توانیم اندازه پیکسل ها را بزرگتر کنیم تا نور محیط را بیشتر جذب کند. برای فهم بیشتر به عکس زیر دقت کنید. هر چقدر سطح بیشتر باشد قطرات آب بیشتری جمع می شود:

تشبیه اندازه پیکسل و دریافت نور بیشتر

تشبیه اندازه پیکسل و دریافت نور بیشتر

اندازه پیکسل را با Pixel Size نشان می دهند و با واحد ماکرومتر بیان می کنند مثلا می گویند ۱٫۲ µm . اندازه پیکسل در آیفون اس ۶ حدود ۱٫۲۲ میکرومتر و اندازه پیکسل دوربین گوشی HTC One M8 حدود ۲ میکرومتر است.

مزایای اندازه پیکسل بزرگتر

خوب همانطور که گفتیم هرچقدر اندازه پیکسل دوربین بزرگتر باشد، نور بیشتری جذب می شود و تصویر با کیفیت تری خواهیم داشت. هرچقدر مگاپیکسل بیشتر باشد یعنی تعداد پیکسل های بسیار زیادی به صورت متراکم در کنار هم قرار گرفته اند که نمی توانند نور را به درستی جذب کنند.

یک مبحث در عکاسی و فیلمبرداری به نام سیگنال به نویز وجود دارد. این مبحث در خیلی از علوم وجود دارد. مثلا در مخابرات هم این مبحث را داریم. این نسبت سیگنال به نویز هرچقدر بیشتر باشد بهتر است و معنی آن این است که سیگنال اصلی ما نسبت به نویز، مقدار بیشتری دارد پس سیگنال سالم تری داریم. هرچقدر اندازه پیکسل دوربین بزرگتر باشد، تصویر دارای نویز کمتری است و نتیجه آن یک تصویر با کیفیت تر است.

اندازه پیکسل در رزولوشن های مختلف

اندازه پیکسل در رزولوشن های مختلف

هرچقدر اندازه پیکسل دوربین بزرگتر باشد، عکس های بهتری را در شرایط نوری نا مناسب می توانیم بگیریم. شما الان فکر کنید اندازه پیکسل بزرگ به همراه تکنولوژی لرزش گیر اپتیکال ترکیب شود، نتیجه آن می شود، کیفیت بالای عکس، در نور کم و دلیل آن هم این است که، خود لرزش گیر اپتیکال باعث بهبود کیفیت عکس، در نور کم می شود .

در گوشی موبایل هم که سایز سنسور را از یک حدی نمی توان بزرگتر طراحی کرد بهتر است که اندازه پیکسل ها را بزرگتر کنیم، چون احتمال اینکه با دوربین گوشی بخواهیم در تاریکی عکس بگیریم بیشتر است.

اما رزولوشن بالاتر یا همان مگاپیکسل بیشتر در مواقعی که قصد زوم کردن یا کراپ کردن تصویری را داشته باشیم به کمکتان می آید. حتی اگر نور هم کم باشد باز چون پیکسل های بیشتری حاوی اطلاعات هستند بیشتر می توانید زوم دیجیتال کنید.

به امید اینکه مطالب این پست در مواقع انتخاب و مقایسه دو دوربین عکاسی دیجیتال و یا موقع مقایسه دوربین گوشی های مختلف بتواند به شما کمک کرده باشد و هم در فهمیدن اینکه همه چیز مگاپیکسل نیست، بلکه اندازه سنسور و همچنین اندازه پیکسل هم مهم است.

موفق و پیروز باشید…

www. MahandMedia .ir

 

 

 

تایم لپس چیست ؟ طرز کار تصاویر Time Lapse

واژه تایم لپس به انگلیسی Time Lapse یعنی گذر زمان یا مرور زمان . حتما دیده اید که به طور مثال رشد یک گیاه را به صورت سریع نشان میدهند یا به طور مثال طول یک روز را از طلوع تا غروب آفتاب نشان میدهند. یعنی گذر زمان را با سرعت زیادی به تصویر می کشند.

تایم لپس رشد توت فرنگی

تایم لپس رشد توت فرنگی

Time lapse در واقع نقطه مقابل تصویر آهسته یا اسلوموشن ( slow motion ) است. بخاطر اینکه چشم انسان نمی تواند اتفاقات طولانی مدت را پیگیری کند و از حوصله ما هم خارج است، تایم لپس اختراع شده تا بتوانیم ببینیم که خورشید به چه شکل غروب می کند و یا یک جزر و مد به چه شکل اتفاق می افتد. به حرکت خورشید در عکس زیر دقت کنید.

تایم لپس غروب آفتاب در عکس های مختلف

تایم لپس غروب آفتاب در عکس های مختلف

نکته مهم این است که Time lapse نباید با استاپ موشن Stop Motion اشتباه گرفته شود. با اینکه از نظر عمومی تایم لپس و استاپ موشن شبیه به هم هستند اما از نظر تکنیکی از زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند. شاید برای شما جالب باشد بدانید که اولین تایم لپس تاریخ حدودا در سال ۱۹۱۰ و یا ۱۹۱۱ اتفاق افتاد که رشد یک گل را به تصویر می کشید.

تایم لپس چگونه کار میکند؟

در حالت عادی فیلم ها با سرعت ۲۴ فریم در ثانیه توسط دوربین ضبط می شوند . زمانی که همان فیلم می خواهد پخش شود، دستگاه پخش فیلم هم با سرعت ۲۴ فریم در ثانیه ، فیلم را پخش می کند. در این حالت شما هیچگونه تغییر سرعت در فیلم مشاهده نمی کنید یعنی نه سرعت فیلم زیاد است و نه کم یعنی فیلم با سرعت معمولی پخش می شود.

پخش تصاویر تایم لپس با سرعت نرمال

پخش تصاویر تایم لپس با سرعت نرمال

اما اگر فیلم با سرعت کمتری ضبط شود به طور مثال ۱۰ فریم در ثانیه یا ۱۵ فریم در ثانیه یا اصلا ۱ فریم در یک دقیقه و بعدا با سرعت ۲۴ فریم در ثانیه پخش شود، تایم لپس اتفاق می افتد. یعنی شما حس می کنید که سرعت فیلم زیاد است. در صورتی که سرعت زیاد نیست، در اصل فاصله بین فریم های فیلم زیاد است ولی با سرعت معمولی پخش می شود. به همین دلیل می توانیم ۵ ساعت فیلمبرداری را در ۱۰ ثانیه یا ۲۰ ثانیه ببینیم. به طور مثال رشد یک گیاه در ۴۸ ساعت اتفاق می افتد اما ما در Time lapse در عرض ۱۰ ثانیه آن را می بینیم.

پخش تصاویر تایم لپس با سرعت بالا

پخش تصاویر تایم لپس با سرعت بالا

تایم لپس چگونه ساخته می شود؟

رویه کار به این شکل است که اول یک سوژه انتخاب می شود. سوژه برای تایم لپس بسیار زیاد است. فقط نیاز به کمی خلاقیت و ایده دارد. برای مثال غروب آفتاب، رشد گل ها و گیاهان، ترافیک های شهری، زندگی مورچه ها، حرکت زیبای ابرها، ساخت یک آپارتمان یا ساختمان، روشن یا تاریک شدن آسمان و روز و شب، جزر و مد دریا و … حالا باید در فواصل زمانی مختلف اما یکسان از سوژه فیلم یا عکس تهیه کنید. منظور از یکسان این است که هر ۱ دقیقه یکبار یا هر ۱ ساعت یکبار یک فریم بگیرید و فریم ها طوری نباشد که یک فریم را در دقیقه ۱ و یک فریم دیگر را در دقیقه ۵ بگیرید. اگر به این شکل کار کنید تایم لپس منظم و خوبی درنمی آید.

مهمترین مسئله در تهیه تایم لپس این است که دوربین بی حرکت باشد و همچنین ، زمان گرفتن فریم ها برابر باشد . برای اینکه دوربین ثابت باشد تکان نخورد و تایم لپس درست دربیاید باید از یک ۳ پایه یا نگهدارنده محکم و قوی استفاده کنید که بتواند دوربین را برای مدتی طولانی ثابت و بی حرکت نگه دارد . حالا برای اینکه فریم ها در تایم مشخصی گرفته شوند نیاز به یک فاصله زمان سنج یا Intervalometer داریم . اینتروالومتر یک دستگاه کوچک در ابعاد کنترل تلویزیون هست که با یک سیم به دوربین ها وصل می شود. تلفظ صحیح Intervalometer به صورت ” اینترولامیتر ɪntəvəˈlɒmɪtə ” است.

دستگاه اینتروالومتر متصل به دوربین عکاسی

دستگاه اینتروالومتر متصل به دوربین عکاسی

البته حالا دیگر هم در گوشی های هوشمند و هم در دوربین ها به صورت نرم افزاری می توانیم زمان را تنظیم کنیم تا تایم لپس بگیریم و شاید به اینتروالومتر نیاز نداشته باشیم اما به هر حال همیشه کسانی هستند که دوست دارند و می خواهند به صورت حرفه ای یک کار را انجام دهند.

بعد از اینکه فریم ها را ضبط کردید، باید از طریق یک نرم افزار ادیت عکس یا فیلم ، آنها را در کنار هم گذاشته و با سرعت ۲۴ فریم یا ۳۰ فریم در ثانیه پخش کنید. حالا تایم لپس شما آماده است.

در مورد جزئیات تایم لپس در این پست نمی شود به تفصیل صحبت کرد زیرا که ما باید وارد ریزه کاری هایی شویم  که از حوصله این بحث خارج است. شما می توانید از سایت های تخصصی انگلیسی زبان برای افزایش اطلاعات خود در این زمینه کمک بگیرید.

 

منتظر مطالب آموزشی بعدی ما باشید…

  • لطفا با نظرات ، انتقادات و پیشنهاد های خود ما را در بهبود کیفیت سایت و مطالب آموزشی یاری کنید.
  • با ما همراه باشید و در شبکه های اجتماعی ما را دنبال کنید… منتظرتان هستیم!

 

www. MahandMedia.ir